اشارات عرفانی حج وعمره
اشارات عرفانی عمره
الف) ایران
1. به بزرگی گفتند: حج «همّت» است یا «قسمت» فرمود: نه همّت است نه قسمت بلکه «دعوت» است. مواظب باشیم که آداب میهمانی را رعایت کنیم.
2. خدایا به چه زبانی شکر تو گویم که مرا لایق دانستی و توفیق عمره رجبیه دادی. پیامبر(ص) فرمود: برترین عمره، عمره رجب است (تهذیب الاحکام، 5/433).
3. خدایا چون میهمان تو هستم و تو جز قلب پاک را خریدار نیستی، کینهها و عداوتها را کنار گذاشتم و از همه حلیّت طلبیدم.
4. خدایا: اموالم را پاک کردم و تمام حقوق الهی (خمس، زکات و...) و حقالناس را پرداخت کردم چون اگر با لباس ناپاک محرم شوم و بگویم: لبیک تو خواهی فرمود: لا لبیک و لا سعدیک.
5. به هنگام خروج از منزل به نیت توبه از گناه و پاک شدن برای سفر حج غسل کردم.
6. با دادن صدقه بخل را از خود دور کردم و از ادعیه سفر (11 بار سورهی توحید سوره قدر آیةالکرسی و معوذتین) غفلت نکردم.
7. چون باطن حج ولایت است، تربت امام حسین(ع) و انگشتر عقیق بر میدارم.
8. به هنگام خرید لباس احرام، به یاد کفن و پیچیدن خود در آن میافتم.
9. میدانم که لباس احرام شبیه لباس مرگ است، همان طوری که خانه خدا را با لباسی که مخالف عادت است زیارت میکنم پس از مرگ نیز خداوند را در لباسی که متفاوت با لباس اهل دنیا است دیدار خواهم کرد.
ب) مدینه منوره
کُلُّنا فداکَ یا رَسُولَ اللهِ
السّلامُ عَلیکَ یا رَسُول الله و علی اهل بیتک الطاهرین.
سلامٌ من الرّحمنِ نَحوَ جِنَابِکُمْ فَإنَّ سَلامِی لایَلِیقُ بِبَابِکُمْ
1. خدايا: ميدانم كه محبت حبيب ا... انسان را محبوب تو ميكند.
2. خدايا: ميدانم كه انسان با محبوبش محشور ميشود، پس مرا با اهل بيت محشور كن.
3. خدايا ميدانم كه زندگي و مرگ پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم يكسان است لذا در حضور حضرت صدايم را بلند نميكنم.
4. خدايا: در حضور پيامبر با يكديگر مؤانسه نميكنیم و سخني را كه در آن اثري از حكمت و معرفت نيست ترك ميكنیم.
5. خدايا ميدانم كه مجلس پيامبر مجلس علم وحكمت است، نه محفل انس و سرگرمي.
6. خدايا: ميدانم كه در مدينه بايد سميع وبصير بود، نه اينكه اوقات خود را به گفتوشنود درباره مسائل دنيا و مؤانسههاي صوري گذراند.
7. خدايا ميدانم كه بد خوري، پر خوري، مجلس وقت گذراني داشتن در مسافرخانهها و پرسه زدن در كوي و برزن و مانند اينها مانع لذت مناجات و زيارت در مدينه است.
8. خدايا: ميدانم كه پرخوري با هوشمندي، و تبعيت از شهوات نفساني با حكيم بودن، و مصمم بودن با سورچراني سازگار نيست.
9. خدايا مي دانم كه ميهمان رسول خدا نوراني شده و انسان نوراني به طبيعت تيره وامور بي ارزش مادي چشم نميدوزد.
10. خدايا: ميدانم كه حرم مطهر ائمه بقيع بيوت رفيع حق است، لذا با كفش وارد حرم مطهر ائمه بقيع نميشوم. «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» (طه/ 12).
11. خدايا: ميدانم كه اگر تغيير كنم ائمه بقيع در روح من به اذن تو اثر گذاشتهاند.
12. خدايا: ميدانم كه اين آيه شريفه «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا» (نساء/ 64) در تمام 5 زيارت رسول اعظم آمده، لذا ما با بار گناه فراوان نزد رسولت آمدهايم و اميدواريم كه توبه ما را بپذيري.
13. خدايا با كمال ادب و فروتني به پيامبرت عرض ميكنيم:
يـَـا خَيرَ مَنْ دُفِنَتْ بِالقَاعِ اَعْظُمُهُ فَطَابَ مِنْ طِيبِهِـنَّ اَلْقَاعُ وَ الاَكُمْ
نَفسِـيَ الفِــدَاءُ لِقَبْرٍ اَنْتَ سَاكِنُهُ فِيهِ اَلعِفَافُ وَ الْجُـــودُ وَ الْكَـَـرمُ
اي بهترين كسيكه جسد مطهرش در اين خاك دفن شده است. كه ازبوي خوش بدن حضرت آن سرزمين خوشبوشده است. جان من به فداي قبري كه تو در آنجا ساكن هستي. آنجا مركز پاكدامني، بخشش و كرم است. (ضمناً این ابیات در ضریح مطهر نبوی نوشته شده است.)
14. میدانم که مدینه حرم رسول خدا است (از «عیر» تا «ثور») (کنزالعمال، 12/231) لذا سعی میکنم حُرمت حرم را نگه دارم.
15. میدانم که پیامبر(ص) فرمود: ایمان به مدینه باز میگردد، آن گونه که مار بر لانه خود، باز میگردد (کنزالعمال: 12/230) این حدیث در روضه مبارکه نوشته شده است.
16. میدانم که مدینه تنها شهری است که شش معصوم (ع) را در خود جای داده است.
17. میدانم که یک نماز در مسجد پیامبر برابر با هزار نماز در مساجد دیگر است بجز مسجدالحرام (الکافی: 4/556).
18. میدانم زرنگ واقعی کسی است که از همیشه بیشتر در مسجدالنبی نماز بخواند «اعْلَمُوا أَنَّ الرَّجُلَ قَدْ يَكُونُ كَيِّساً فِي أَمْرِ الدُّنْيَا فَيُقَالُ مَا أَكْيَسَ فُلَاناً فَكَيْفَ مَنْ كَانَ كَاسَ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ» (تهذیبالاحکام، ج 6، ص 19، ح 43).
19. میدانم که پیامبر(ص) فرمود: هر کس چهل نماز در مسجد من بخواند بی آنکه حتی یک نماز او فوت شود برای او برائت از دوزخ نوشته میشود و از نفاق هم پاک میشود (کنزالعمال، ج 12، ص 259، ح 34939).
20. میدانم کسی که در مقابل قبر مطهّر پیامبر بایستد و آیه: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» (احزاب/ 56) را تلاوت کند سپس هفتاد مرتبه بگوید: «صلّی اللهُ عَلیْکَ یا مُحَمَّدُ و أهلِ بَیتِکَ» آنگاه فرشته ندا میدهد «صلوات خدا بر تو باد ای فلانی» و حاجتی باقی نمیماند مگر اینکه برآورده میشود.
21. چون وارد مدینه شوم سعی میکنم روز چهارشنبه پنجشنبه و جمعه روزه بگیرم (الکافی، 4/558/3).
22. میدانم پیامبر(ص) فرمود: میان منبر و خانهام، بوستانی از بوستانهای بهشت است (این حدیث در روضه نوشته شده) (الکافی: 4/553/1).
23. میدانم که پیامبر خدا(ص) فرمود: خداوند متعال دو فرشته آفریده است که هر کس از شهرهای شرق و غرب به من سلام دهد، سلام را به من میرسانند، به جز کسی که در خانهی خودم بر من سلام دهد که خودم پاسخ سلام او را میدهم (کنزالعمال، 4/553/5).
24. میدانم که پیامبر(ص) فرمود: هر کس به زیارت من بیاید، روز قیامت شفیع او خواهم بود (حج و عمره در قرآن و حدیث، الکافی: 4/543/3).
25. میدانم که باید قبل از ورود به حرم نبوی غسل کنم و پاکیزهترین لباسهایم را بپوشم و با پای راست وارد شوم و بگویم: «وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا» (اسراء/ 80).
26. میدانم وقتی خواستم از مدینه خارج شوم باید غسل کرده نزد قبر پیامبر(ص) بروم و بگویم: «اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ فَإِنْ تَوَفَّيْتَنِي قَبْلَ ذَلِكَ فَإِنِّي أَشْهَدُ فِي مَمَاتِي عَلَى مَا شَهِدْتُ عَلَيْهِ فِي حَيَاتِي أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ» (الکافی: 4/562/1).
27. میدانم که نماز خواندن در مسجد قبا، مانند گزاردن یک عمره است (حج و عمره در قرآن و حدیث؛ کنزالعمّال: 12/263/34962).
28. از این که میبینم در بالای ضریح مطهر پیامبر گرامی(ص) نوشته: «نبی عظیم خلقه ...» و اینکه خداوند فرمود: «وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» میفهمم که بزرگترین سوغات این سفر خلق خوش نبوی است.
29. میدانم هر بار که به مسجدی بروم دو رکعت نماز تحیّت دارد.
30. چون به زیارت کریم اهلالبیت در بقیع رفتم فهمیدم که باید اهل جود و بخشش و مهماننوازی باشم.
31. چون به زیارت امام سجاد(ع) رفتم به یاد پیشانی پینه بسته حضرت افتادم و تصمیم گرفتم که در شبانهروز حداقل یک سجده طولانی داشته باشم که بهترین حالت نماز سجده است.
32. چون به زیارت باقرالعلوم(ع) رفتم تصمیم گرفتم که تا زندهام در تحصیل و نشر معارف اهل بیت کوتاهی نکنم.
33. چون به زیارت صادق آل محمد رفتم یادم آمد که به هنگام ارتحال فرمودند: هر کس نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما نمیرسد. لذا تصمیم گرفتم که همیشه نمازم را به اول وقت و در صورت امکان به جماعت بخوانم.
34. چون خواستم صدیقه طاهره را زیارت کنم به یاد رنجهای فراوان و غربت شدید حضرت برای دفاع از اسلام افتادم و بدون اختیار اشکم جاری شد. لذا تصمیم گرفتم من برای دفاع از دینم سختیها و مشکلات را تحمل کنم.
ج) ميقات
1. به هنگام تعويض لباس: خدايا لباس نافرماني را از تن در آوردم و لباس بندگي پوشيدم و خود را از ريا و دورويي و ورود به شبههها برهنه كردم.
2. به هنگام غسل: خدايا خود را از اشتباهات و گناهان شستشو ميدهم و بانور توبه خود را پاكيزه ميسازم.
3. به هنگام پوشيدن لباس احرام: خدايا هرچه را بر من روا نداشتهاي بر خود حرام كردم.
4. پس از پوشیدن لباس احرام آنچه مرا از یاد خدا باز میدارد و مانع طاعت الهی میشود بر خود حرام کردم.
5. به هنگام بستن پيمان حج: خدايا هر پيمان غيرالهي را گشودم و فقط با تو پيمان بستم.
6. به هنگام نماز احرام: خدايا من با اين نمازم كه بهترين اعمال است به تو تقرب ميجويم.
7. به هنگام تلبيهگويي: خدايا به هر چه فرمانبرداري محض تو است سخن ميگويم و از هر نافرماني و معصيتي سكوت ميكنم.
د) ورود به شهر مكه
هنگام ورود به حرم، از مسجد تنعيم به بعد:
1. خدايا غيبت و بدگويي مسلمانان را بر خود حرام ميكنم.
2. هنگام رسيدن به مكه: خدايا فقط تو را ميخواهم و ميجويم.
3. هنگام ورود به محل سكونت: «وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ» (سوره مومنون آيه 28).
4. هنگام ديدن كعبه: به محض ديدن كعبه سجده شكر بجا ميآورم و میدانم كسي كه چشمش به جمال كعبه ميافتد دعایش مستجاب است ان شاء الله (بحارالانوار: 88/129). قبلاً فکر میکنم از خدا چه بخواهم عارفان میگویند:
مـــا از تـو نداريم به غير از تو تمنا حلوا به كسي ده كـه محبت نچشيده
هـ) طواف و نماز طواف
1. دقت دارم كه طواف به سمت چپ است و قلب من هم در سمت چپ است، لذا قلب خود را حرم خدا قرار دادم و در حرم خدا غيرخدا راه نمیدهم. خدايا حركت به چپ حركت به بالا است، پس مرا از فرش به عرش الهي برسان تا فرشتهخو شوم و به سان فرشتگان بر عرش تو طواف كنم.
2. خدايا: به من توفيق ده تا اسرار طواف را بفهمم تا خدامحوري در زندگيام حاكم شود و خودمحوري را براي هميشه از ياد ببرم. خدايا: به من توفيق ده تا با استلام حجر (دست زدن به حجر) با تو عهد ببندم تا ديگر دست خود را به گناه نيالايم، ربا و رشوه ندهم و نگيرم، امضاي به باطل نكنم و میگویم: «أمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ يَوْمَ الْقِيَامَة».
3. خدايا: حال كه دستم به نشان ميثاق تو در زمين رسيد، هرگز دست به بيگانه نميدهم.
4. خدايا: اكنون كه به جايگاه ابراهيم خليل قدم گذاشتهام با هر طاعتي آشنايي برقرار كرده و از هر معصيتي ابراز انزجار ميكنم.
5. خدايا ما ابراهيم را به پدري قبول كرديم كاري كن كه او مارا به فرزندي قبول كند.
6. خدایا دیدم به هنگام نماز، طواف خانهات قطع شد پس فهمیدم که باید همه کارها را به خاطر نماز رها کنم.
و) آب زمزم
1. خدايا از آب زمزم مينوشم و با ريختن آن بر سر و روي خود به آن تبرك ميجويم.
2. خدايا به آب زمزم به شدت علاقه دارم و آن را بهترين سوغات ميدانم و براي دوستانم به ارمغان ميبرم.
3. خدايا: وقتي كه بالاي چاه زمزم آمدم قصدم اين بود كه هر آنچه را طاعت تو است بپذيرم و آنچه معصيت تو است ترك كنم.
4. خدايا من با نوشيدن آب زمزم جام طاعت نوشيدم وجام معصيت را ترك كردم. در روايت وارد شده است: وقتي از آب زمزم نوشيدی میگویی: «اَلَّلهُمَّ اَجْعَلْهُ عِلمَاً نَافِعاً وَ رِزقاً وَاسِعاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ و سُقمٍ».
ز) سعي بين صفا و مروه
1. خدايا با دويدن بين صفا و مروه به سوي تو ميدوم.
2. خدايا با رفت و آمد بين صفا و مروه در حالت بين خوف و رجا ميباشم.
3. خدايا سعي ميكنم از صفا درس تصفيه و تهذيب روح و از مروه درس مروت و مردانگي بگيرم.
ح) تقصیر
1. خدایا میدانم که وجود مو در بدن انسان نشان بهیمیت است، لذا با چیدن مو زندگی همچون گوسفند را از خود دور میکنم.
2. خدایا میدانم که ناخن در انسان نشان سبعیت و درندهخویی است، لذا با کوتاه کردن ناخن درندهخویی را ترک میکنم.
شرکت وادی العتیق سبزوار
دکتر ولی اله ملکوتی فر