تصویر روایی نماز اول وقت   چكيده زندگي طبيعي انسان همواره با عوامل غفلت كننده است نماز يكي از امور مهمي است كه از غرق شدن در گرداب غفلت جلوگيري مي‎كند پس وقتي مؤذن تو را به حضور در مهمانخانه‌ی دوست دعوت مي‎كند. لبيك‎گويان قيام به اقامه آن كن و خود را معذور ندار و به خود رحم كن كه روز سختي در انتظار تو است. نماز اول وقت نه تنها از نظر فقهي مستحب و سبب آرامش رواني و پاداش اخروي است بلكه از نظر عقلي و با در نظر گرفتن آموزه‎هاي مديريت زمان Time manage ment امري صواب است. در لسان احاديث حدود سي اثر و بركت براي نماز اول وقت از قبيل ارزشي بالاتر از مال و فرزند، معيار قبولي اعمال، ملاك انتخاب دوست و… بيان شده. بحث با بيان پاره‎اي از عواقب بي‎توجهي به اوقات نماز از قبيل تباهي اعمال ديگر، محشور شدن با قارون و هامان و … ادامه پيدا كرده. بحث بعدي اين مقال اختصاص به بيان حالات معصومين(ع) به هنگام فرارسيدن وقت نماز است كه نشان مي‎دهد آن بزرگواران در سفر و حضر به اين مهم توجه ويژه‎اي داشته‎اند. حسن ختام در اين گفتمان بيان آداب قلبي نماز اول وقت از منظر امام راحل(ره) مي‎باشد. کلیدواژه‌ها: نماز اول وقت، عواقب، برکات، مدیریت زمان، آداب قلبی، حالات معصومین(ع).         مقدّمه   انسان در زندگي اين جهان با توجه به «عوامل غافل كننده»‌ به تذكر و يادآوري نياز دارد. بايد وسيله‎اي او را در فاصله‎هاي مختلف زماني به مبدا هستي توجه دهد، هدف آفرينش را به يادش آورد و از غرق شدن در گرداب غفلت و بي‎خبري بازش دارد. «اين وظيفه مهم به عهده نماز است»[1] به عبارت ديگر، انسان موجودي دو بعدي است و خداوند هستي‎بخش او را مركب از جسم و روح آفريده است. همانگونه‎ كه وي از ابتداي خلقت جسم و ماده خويش تا پايان زندگاني در اين دنيا به افاضه از ناحيه خالق خويش نياز دارد و بدون آن لحظه‎اي درنگ نخواهد كرد. در زندگاني روحاني نيز از هنگامي كه درك و شعورش كامل شد تا پايان زندگاني به فيض بخشي از سوي مبدا پيدايش خويش نيازمند است تا قلبش نميرد و به زندگاني روحاني‎اش ادامه دهد و اين مقصود جز از راه ارتباط با آفريدگار متعال حاصل نخواهد شد و چنان كه خود فرمود و در آيات بسياري از قرآن بر آن تاكيد ورزيد: بهترين راه ارتباط با او نماز است. از اين‌رو، در نخستين دستورها به موسي(ع) آمده است «نماز را برپا دار تا به ياد من باشي.» [2] يكي از مفسران مي‎گويد: اين كه در اين آيه «ذكر» و ياد خدا را مخصوص نماز كرده بدان سبب است كه نماز برترين عملي است كه فروتني و بندگي در آن نمودار مي‎شود؛ و به عبارتي در نماز «ياد خداوند» تجسّم پيدا مي‎كند. [3] در چندين آيه قرآن مهم‎ترين مسأله پس از شناخت خداوند و ايمان به او برپا داشتن نماز شمرده شده است. [4] امام صادق(ع) نيز مي‎فرمايد: پس از شناخت خداوند هيچ عملي نيست كه با نماز برابري كند. [5] برخي از احاديث بر اين نكته تاكيد ورزيده‎اند كه نماز اساس و پايه اصلي دين و ايمان است؛ پايه‎اي مركزي كه در وسط خيمه قرار مي‎گيرد و اگر برداشته شود خيمه فرو مي‎ريزد. [6] برخي از اعمال چون امر به معروف و نهي از منكر و جهاد در راه خدا آثار بسيار دارند و بر آن‎ها تأكيد فراوان شده است؛ اما اگر نيك بنگريم درمي‎يابيم همه‎ي آن‎ها بسان طناب‎ها و چوبك‎هاي اطراف خيمه‎اند. البته براي برپا ماندن خيمه به همه اين طناب‎ها و چوبك‎ها نياز است؛ اما آنچه انگيزه كارهاي نيك را تقويت مي‎كند و كارهاي امر به معروف و جهاد و… جهت مي‎دهد ياد خدا است كه بهترين قالب آن نماز است. قرآن كريم در دو سوره مومنون (آيات 1 تا 11) و معارج (آيات 22 تا 34) به ترتيب شش و هشت ويژگي انسان‎هاي شايسته را برشمرده و در آغاز و انجام آن‎ها نماز را مطرح فرموده است. از نماز شروع و به نماز ختم مي‎گردد. اين آغاز و پايان نشان مي‎دهد در ميان تمام اين اوصاف. توجه به نماز برترين و مهم‎ترين آن‎ها است؛ چرا كه نماز مهم‎ترين رابطه مخلوق با خالق و برترين مكتب تربيت است.[7]   لزوم پاسخ به نداي اذان و خواندن نماز اول وقت جمال العارفين سيدبن طاوس مي‎نويسد: [8] اي بنده ناتواني كه ندانسته فراموش مي‎كني، و ناآگاهانه مغلوب خواب مي‎گردي، و ناخواسته بيمار و مسن مي‎گردي، و ناآگاهانه به گرفتاري‌هاي سخت مبتلا مي‎شوي، و ناخواسته بواسطه از دست رفتن امور دلخواهت دردمند مي‎‎شوي، و سرانجام ندانسته جان مي‎سپاري! چه چيزي تو را بر سوء ادب نسبت به پادشاه عالميان، توانا و گستاخ گردانيده است، كه نداي تلويحي او را كه بر قيام به عبوديت و بندگي‎اش فرا مي‎خواند، مكرر مي‎‎شنوي، ولي آن را كوچك شمرده و توجه به دعوتش نمي‎كني، تا اينكه تصريحاً ندايش را اعاده نموده و مكرر در اذان و اقامه مي‎فرمايد: «حيّ علي الصلاة، حيّ علي الفلاح، حيّ علي خير العمل». اي بيچاره، و اين همه در حالي است كه با دو گوش خويش آن را مي‏شنوي و هيچ اقدامي در پاسخ آن نمي‎كني. اگر يهود و نصاري آن را مي‎شنوند و التفاتي به آن ندارند، و تو نيز چنين مي‎كني، پس واقعاً فرق ميان تو و آنان چيست؟ آيا تو عاقل نمي‎داني كه حال تو، مانند حال تصديق كنندگان نيست؟! واي بر تو، اگر از اهل بصيرت بودي، احتمال اين كه اين ندا از سوي پادشاه اولين و آخرين باشد، كافي بودكه با شتاب بپا خاسته و نسبت به خواطر و باطن خويش اهتمام ورزي؛ زيرا اگر ندايي از پشت خانه خويش بشنوي و گوينده‎اي كه از صدق گفتارش با خبر نيستي به تو بگويد كه اين صداي فلان خليفه و پادشاه و يا صداي كسي است كه به بخشش او اميد داري، آيا كارهايت را رها نمي‎كردي و براي پاسخ دادن به آن ندا برنمي‎خاستي؟ بنابراين، نداي تمام پيامبران و اوصيا (عليهم السلام) و تمام دعوت كنندگان به سوي پادشاه زمين و آسمان در نزد تو بي‎اهميت‎تر از گفتار يك شخص است كه يقيناً از راستگويي او بي‎خبري. تو بيماري خود را درمان كن، زيرا اگر عقل خود را به كار بيندازي مي‎بيني كه يا بيمار دل هستي و درد پنهان داري، و يا در مسير هلاكت و نابودي گرفتار آمده‎اي. پس هنگامي‌كه اين ندا را شنيدي، مبادا به آن پشت كني، بلكه همچون كسي كه مژده داده‎اند و مولايش به او اجازه ملاقات داده كه در محضر گفتگو و توجه و پذيرش او وارد شود و به او خوشامد گفته است، بپاخيز، كه من در مقام خيرخواهي و مهرباني، عذري براي تو نمي‎بينم. و اگر خود را معذور مي‎داني، توجه داشته باش كه همه بر انجام نماز مكلف هستند، حتي جنگجو و زخم خورده و كسي كه در حال غرق شدن است، و يا بيمار و اسير است، و هيچ عاقلي در انجام ندادن آن عذري ندارد، پس به جان خود رحم كن، كه روز سخت و خطر بسيار بزرگي را در پيش داري.   مديريت زمان و نماز اول وقت در سنت ديني مسلمين، يكي از مستحبات مؤكد، اقامه نماز در ابتداي زمان شرعي است كه در اصطلاح عرفي مسلمين «نماز اول وقت»‌ گفته مي‎شود و بر اساس آموزه‎ها و وعده‎هاي همين سنت ديني عمل به اين مستحب، مستوجب ثواب اخروي است. ولي پيچيدگي زندگي مدرن و اشتغالات فراوان مسلمانان در زمان ما موجب شده كمتر «فرصت» عمل به اين مستحب شرعي را يافته و نمازهاي يوميه- كه بر اساس آيات 17 و 18 سوره روم واجب شرعي است  با تأخير خوانده شود. اين دغدغه روزانه جامعه ديندار و شريعتمدار در عصر متجدد تيزرو و پيچيده بايد سامان يابد و پاسخ داده شود كه، در مواجهه با اين «چه كنم» و «انتخاب» چگونه بايد عمل كرد؟ طبيعي است پاسخ شرعي و فقهي آن ترك هر عملي به احترام نماز است. همان‌گونه كه در روايات آمده است، رسول مكرم خداوند مشغول به هر كاري كه بودند، چون وقت نماز فرا مي‎رسيد رنگ رخساره‎ي ايشان دگرگون مي‎شد و حضرتش همچون معشوقي مضطرب به اقامه نماز مي‎شتافتند. اگر همه مسلمين چنين تقيدي در عمل به سنت نبوي داشتند شايد امروز اين مساله دغدغه‎اي را بر نمي‎انگيخت. نكته مدنظر در اين يادداشت كوتاه، وجوب عقلاني اقامه نماز اول وقت براي مسلمين است. بر اساس ادله عقلي و علمي‌زير كه از  يك اصل مشهور و تثبيت شده مديريت استنباط شده، براي هر مسلماني اقامه نماز اول وقت نه تنها از نظر فقهي عمل به يك مستحب شرعي و آرامش دروني و ثواب اخروي است، بلكه از نظر عقلي و با در نظر گرفتن آموزه‎هاي مديريت زمان «time management» امري صواب و بجا در انجام امور روزانه است. مديريت زمان بر چهار اصل استوار است: 1-آيا لازم است كاري حتماً انجام شود؟ 2-آيا اين كار را بايد حتماً من انجام دهم؟ 3-آيا اين كار بايد حتماً الان انجام شود؟ 4-آيا اين كار اولويت اول را در كارهاي امروز من دارد؟ بر اساس علم مديريت هر فردي ـ نه صرفاً‌ مديران براي تنظيم و ساماندهي امور روزانه خود در مواجهه اوليه با هر كاري بايد به سوالات مذكور پاسخ داده و سپس اقدام كند. فرد مسلمان نيز در مواجهه با صداي اذان و دعوت به اقامه نماز اگر بر اساس سوالات علمي‌مذكور عمل كند بر اساس تأييد و توصيه‎ي عقل معاش انديش، اقامه نماز اول وقت را در اغلب زمان‎ها بر ديگر كارها ترجيح داده و برتر مي‎شمارد. اول آنكه اين كار ـ يعني نماز ـ بايد انجام شود و ترك يا تأخير در فرجه زمان شرعي مقرر نيست و حتي اگر به هر دليلي اقامه نشود قضاي آن بر فرد مسلمان و حتي وارث او واجب مي‎شود. دوم آن كه نماز را بر اساس اصل وجوب عيني در فقه هر فردي بايد رأساً و شخصاً‌ اقامه كند و امري قابل تفويض نيست. سوم آن كه بين پنج حكم شرعي واجب، مستحب، مباح، مكروه و حرام اولويت دوم را دارد و اين خود مشوق فرد ديندار و متشرع در عمل به اين مهم است. به همين سادگي و آساني وجوب عقلي اقامه نماز اول وقت براي مسلمانان محرز است؛ حال آنكه شريعت چون بر آسان‎گيري بنا شده آن را مستحب مي‎داند.   اثرات و بركات نماز اول وقت 1- خوشبوتر از گل ياس امام رضا(ع) فرمودند: «الصلوات المفروضات في اول وقتها اذا اقيم حدودها أطيب ريحاً من قضيب الاس حين يوخذ في طيبه و ريحه و طراوته فعليكم بالوقت الاول».[9] نمازهاي واجب شده‎اي كه در اول وقت خود خوانده شود هر گاه با رعايت حدودش اقامه شود، خيلي خوشبوتر از گل ياس و ريحان است به هنگامي كه با تمام زيبايي، خوشبويي و تازگيش از گلبني برگرفته شود. پس بر شما باد كه نماز را در اول وقت آن برگزار كنيد. 2-ارزشي بالاتر از مال و فرزند امام رضا(ع) فرمودند: «انّ الرجل يصلي في وقت و مافاته من الوقت الاول خير‏ٌ من ماله و ولده».[10] همانا شخصي كه در وسعت وقت نماز مي‎گزارد، بايد بداند كه آنچه از فضيلت و پاداش نماز اول وقت از كف داده است برايش بهتر از تمامي ‌دارايي و فرزندان اوست. 3- برتري دائمي فيما كتب الرضا(ع) للمأمون: «الصلاة في اول الوقت أفضل».[11] امام رضا به مأمون نوشت: نماز در اول وقت افضل است. قال ابوجعفر(ع): «اعلم ان اول الوقت ابد افضل. فتعجل الخير ابداً‌ ما استطعت، و احب الاعمال إلي الله تعالي مادام عليه العبد و ان قل».[12] امام باقر(ع) فرمود: بدان كه اول وقت هميشه افضل است پس در كار خوب تا مي‎تواني تعجيل كن و محبوب‌ترين كارهاست در نزد خداي تعالي تا وقتي بنده‎اش به انجام آن مشغول باشد، گرچه كم باشد. 4- در پناه خدا بودن عن أبي عبدالله(ع) قال: «ان العبد إذا صلي الصلاة لوقتها و حافظ عليها ارتفعت بيضاء نقيه تقول حفظتني حفظك الله، و إذا لم يصلها لوقتها و لم يحافظ عليها رجعت سوداء مظلمه تقول: ضيعتني ضيعك الله».[13] امام صادق(ع) فرمود: همانا بنده هر گاه نماز مي‎گزارد در وقت آن و محافظت بر آن مي‎كند، نماز بالا مي‎رود در حالي كه نوراني و پاكيزه است. مي‎گويد من را حفظ كردي، خدا تو را حفظ كند. و هر گاه نماز نخواند در وقت آن و محافظت بر نماز ننمايد، برمي‎گردد نماز سياه و تاريك و مي‎گويد من را ضايع نمودي پس خدا تو را ضايع نمايد. 5و 6و 7 : راحتي هنگام مرگ، رهايي از غم و اندوه و رهايي از آتش رسول خدا (ص) فرمودند: «ما من عبدٍ اهتم بمواقيت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت وانقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار. كنا مرهً رعاه الابل فصرنا اليوم رعاه الشمس».[14] هيچ بنده‎اي نيست كه به اوقات نماز و شناخت مواضع خورشيد، اهتمام كند مگر آنكه راحت هنگام مرگ و  جدايي از غم و اندوه و رهايي از عذاب آتش را برايش ضمانت مي‎كنم. روزگاري شبان اشتران بوديم و امروز ديده‎بان‌هاي خورشيديم.   8 و 9: برآورده شدن حاجات و ورود به بهشت: حضرت موسي(ع) به پروردگار خويش فرمود: «الهي ما جزاء من صلي الصلاة لوقتها ؟ قال اعطيه سوله و ابيحه جنتي». خداي من پاداش آن كسي كه نماز را در اول وقت آن بجاي مي‎آورد چيست؟ فرمود: خواسته‎اش را بر‎آورم و بهشتم را به او مباح نمايم.   10- كفاره گناهان: رسول خدا (ص) فرمودند: «ثلاث كفارات: اسباغ الوضوء في السبرات و المشي بالليل و النهار الي الجماعات و المحافظه علي الصلوات».[15] سه چيز جبران كننده و پاك كننده گناهان است: وضوي كامل در هواي سرد، راه رفتن در شب و روز بسوي نمازهاي جماعت و جمعه و مراقبت بر نمازها.   11- محبوب‌ترين اعمال: عبدالله بن مسعود مي‎گويد: از رسول خدا(ص) پرسيدم: «اي الاعمال احب الي الله عزوجل؟ قال: الصلوة لوقتها».[16] كدامين كار نزد خداي عزوجل محبوب‌تر است؟ حضرت فرمودند: گزاردن نماز در اول وقت آن.   12-امتحان شيعه امام صادق(ع) فرمودند: «امتحنوا شيعتنا عند مواقيت الصلوة كيف محافظتهم عليها».[17] پيروان و شيعيان ما را به چگونگي محافظت آنان بر نماز به هنگام فرا رسيدن اوقات نماز امتحان كنيد.   13- عمل مستحب امام صادق(ع) فرمودند: «الصلاة تستحب في اول الاوقات».[18] خواندن نماز در اول وقت، كاري مستحب و پاداش افزا است. 1/14- رهايي از آتش رسول خدا(ص) فرمودند: «ما من صلوة يحضر وقتها الا نادي ملك بين يدي الناس: ايها الناس قوموا الي نيرانكم التي أوقد تموها علي ظهوركم فاطفئوها بصلاتكم.» هيچ نمازي نيست مگر آنكه در وقت نماز، فرشته‎اي به مردم مي‎گويد: اي مردم برخيزيد و آتشي را كه با دست خود بر پشت خود روشن نموده‎ايد به وسيله نماز خاموش كنيد.   2/14- معيار قبولي ساير اعمال: امام علي(ع) مي‎فرمايد: «صل الصلاة لوقتها الموقت لها و لا تعجل وقتها لفراغ، و لا توخرها عن وقتها لاشتغال واعلم أن كل شيءٍ من عملك تبع لصلاتك.» نماز را در وقت تعيين كننده‎اش به جاي آور، نه آن را به خاطر بيكاري و آسودگي، پيش از وقت بخوان و نه به خاطر اشتغال، به تاخير مينداز و بدان كه هر چيز از عملت پيرو نماز توست.   1/15- سفارش بزرگان: امام علي(ع) به هنگام كوچيدن از اين جهان خطاب به فرزند ارشد خود (امام حسن(ع)) فرمودند: «أوصيك يا بني بالصلاة عند وقتها والزكاة في اهلها عند محلها».[19] «فرزند عزيزم ! تو را به گزاردن نماز در اول وقت آن و پرداخت زكات در جاي آن و به اهل آن سفارش مي‎كنم».   2/15- بهترين بندگان: امام صادق(ع) فرمودند: «احب العباد الي الله عزوجل رجل صدوق في حديثه، محافظ علي صلواته و ما افترض الله عليه، مع اداء الامانة».[20] محبوب‌ترين بندگان در نزد خداي تعالي كسي است كه در گفتار خود راستگو و بر نمازهاي خويش و آنچه خداي بر او واجب كرده است محافظت نمايد و همراه با اداي امانت نمايد.   16- بالاترين فضيلت «فضل الوقت الاول علي الاخير كفضل الاخرة علي الدنيا».[21] برتري و فضيلت نماز اول وقت بر نمازي كه به تأخير خوانده شود همانند برتري آخرت بر دنياست.   1/17- غافل نيست «ايما مومن حافظ علي صلاة الفريضه فصلاها لوقتها فليس هو من الغافلين فأن قرأ فيها بمأه آية فهو من الذاكرين».[22] هر مومني كه بر نماز واجب خود محافظت نمايد و آن را به وقت خود بگزارد از غفلت‎زدگان نمي‎باشد، پس اگر در آن صد آيه بخواند پس او از ذاكرين مي‎باشد.   2/17- ملاك انتخاب دوست: قال ابو عبدالله(ع): «خصلتان من كانتا فيه و الا فاعزب ثم اعزب ثم اعزب قيل: و ما هما قال: الصلاة في مواقيتها و المحافظه عليها و المواساهِ».[23] امام صادق(ع) فرمودند: دوست شو با كسي كه دو خصلت داشته باشد و الا از دور شو، دور شو، دور شو، گفتند: آن دو چيست؟ فرمود: نماز اول وقت و محافظت بر آن و مواسات (ياري كردن به مال و تن).   18- ترس شيطان قال رسول الله (ص): «لايزال الشيطان هائبا لابن ‎آدم ذعرا منه ما صلي الصلوات الخمس لوقتهن، فاذا ضيعهن اجتراُ عليه فادخله في العظائم».[24] رسول خدا(ص) فرمودند: مرتباً‌ شيطان از فرزند آدم تا وقتي كه نمازهاي پنجگانه را در اول وقت مي‎خواند حيران و ترسان است. پس هر گاه نماز را ضايع كرد شيطان او را داخل در گناهان بزرگ‎تر مي‎نمايد.   19- درس‎آموزي از حيوانات قال رضا(ع): «في الديك الابيض خمس خصال من خصال الانبياء (ص): معرفته بأوقات الصلوة و الغيرة و السخاء و الشجاعة و كثرة الطروقه».[25] امام رضا(ع) فرمودند: در خروس سفيد 5 خصلت است كه از خصلت‎هاي انبياء(ع) مي‎باشد: 1- شناخت به اوقات نماز 2- غيرت 3- سخاوت 4- شجاعت 5- و زياد نزديكي كردن.   20- عهد الهي قال ابوعبدالله(ع): «يا أبان! هذه الصلوة الخمس المفروضاتِ، من اقامهن و حافظ علي مواقيتهن لقي الله يوم القيامة و له عنده عهد يدخله به الجنه، و من لم يصلهن لمواقيتهن فذلك إليه، ان شاء غفر له، و ان شاء عذبه».[26] امام صادق(ع) فرمودند: اي ابان! اين نمازهاي واجب پنجگانه را هر كس اقامه كند آنها را و محافظت بر اوقات آنها نمايد، خداوند را در روز قيامت ملاقات مي‎كند و براي او در نزد پروردگارش عهدي است كه داخل مي‎كند او را به بهشت. و هر كس اين نمازهاي واجب را در اوقات خودش نخواند، با خداوند است كه بيامرزد او را يا عذاب نمايد.   21- نشان بازرگان مؤمن امام صادق(ع) فرمودند: «هم التجار الذين لاتلهيهم تجاره و لابيع عن ذكر الله اذا دخل مواقيت الصلوه ادوا الي الله حقه فيها».[27] آنان بازرگاناني هستند كه چون اوقات نماز فرا رسد، حق تعالي را در آن ادا مي‎نمايند و بازرگاني و خريد و فروش آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و (دادن زكات) باز نمي‎دارد.   22- خاموشي آتش گناهان قال رسول الله(ص): «إذا اشتد الحر فأبردوا بالصلاة فان الحرمن قيح جهنم و اشتكت النار الي ربها فأذن لها في نفسين: نفس في الشتاء و نفس في الصيف. فشده ما يجدون من الحر من قيحها و ما يجدون من البرد من زمهريرها. قال الصدوق ـ رحمة الله ـ معني  قوله:‌ فأبردوا بالصلاه أي اعجلوا بها و هو مآخوذ من البريد و تصديق ذلك ماروي أنه ما من صلاة يحضر وقتها الا نادي ملك قوموا إلي نيرانكم التي أو قد تموها علي ظهوركم فأطفئوها بصلاتكم».[28] پيامبر خدا (ص) فرمودند: وقتي گرما زياد مي‎شود بوسيله نماز سردي بجوييد، زيرا گرما از مايعات چرك جهنم است پس شكايت كرد آتش به پروردگارش پس اجازه داد به آتش در دو نفس: 1- نفسي در زمستان 2- نفسي در تابستان. پس شدت آنچه از گرما مشاهده مي‎كني و مي‎‎يابي از قيح (چرك) جهنم است و آنچه از سرما مشاهده مي‎كني و مي‎يابي از زمهرير جهنم است. صدوق(ره) فرمود: معني به نماز سردي بجویيد يعني عجله كنيد و آن گرفته شده از سردي و تصديق آن روايت كه نيست نماز كه در وقت آن حاضر شود مگر اينكه فرشته‎اي ندا مي‎كند قيام كنيد به خاموش كردن آتشي كه بر پشتتان افروخته‎ايد با نماز خواندن در وقت آن.   23- خشنودي خداوند عن أبي جعفر(ع) قال: «لكل صلاة وقتان أول و آخر، فاول الوقت أفضله، و ليس لأحد أن يتخذ آخر الوقتين وقتاً إلا من علهٍ و انما جعل آخر الوقت للمريض و المعتل و لمن له عذر و اول الوقت رضوان الله. و آخر الوقت عفوالله (زاد في المصدر: و العفو لايكون الا من تقصير) و ان الرجل ليصلي في الوقت و ان مافاته من الوقت خير له من اهله و ماله».[29] امام باقر(ع) فرمودند: براي هر يك از نمازهاي پنج‌گانه، دو وقت است يكي ابتداي آن و ديگري انتهاي آن، به جاي آوردن نماز در اول وقت آن فضيلت بيشتري دارد. و هيچ كس حق ندارد آخر وقت را براي نماز خود انتخاب كند، مگر سبب و علتي براي آن باشد آخر وقت براي بيمار دردمند و داراي عذر است. نماز اول وقت خشنودي پروردگار است و نماز آخر وقت آمرزش وي. كسي كه نماز را براي مشغله‎هاي زياد، در آخر وقت آن مي‎خواند بايد بداند فضيلت و بهره‎هاي نماز اول وقت را كه از كف داده است، از زن و فرزندش و دارائي ارزشي بهتر دارد.   24- راه شناخت اهل حق قال ابي عبدالله(ع): «يعرف من يصف الحق بثلاث خصال: ينظر إلي اصحابه: من هم؟ و الي صلاته كيف هي؟ و في اي وقت يصليها؟ فان كان ذامال تنظر أين يضع ماله؟»[30] كسي كه حق را توصيف مي‎‎كند با سه خصلت شناخته مي‎شود: 1- دوستانش چه كساني هستند2- نمازش را چه وقتي مي‎خواند 3- اگر ثروتي دارد در چه راه آن را مصرف مي‎كند.   25- سفارش علي(ع) «بأسناده فيما أوصي به اميرالمؤمنين(ع) عند وفاته: اوصيك يا بني بالصلاة عند وقتها و الزكاة في أهلها عند محلها».[31] اميرالمومنين(ع) هنگام وفاتش وصيت نمود كه: اي فرزندم سفارش مي‎كنم تو را به نماز اول وقت آن و پرداخت زكات به اهل آن در وقت رسيدن به حد نصاب.   عقاب بي‎توجهي به اوقات نماز 1- وارد بر حوض نمي‎شود عن ابي جعفر(ع) قال: «لا تحقرن بالبول، وَ لا تتهاون به، و لابصلاتك، فَإن رسولَ اللهِ (ص) قال عندُ موته: ليسُ مني منُ استخفُ بصلاته لايُرِدُ عُلي الحوض لا و الله، لَيسُ مني شرب مسكراً لا يُرِدُ عُلي الحوضُ لا و اللهِ».[32] امام باقر(ع) فرمودند: حقير مشماريد بول و ادرار و سستي به آن ننمایيد و همچنين نمازت را، به درستي كه رسول خدا(ص) هنگام فوتش فرمودند: از ما نيست كسي كه نمازش را سبك بشمارد و به خدا قسم در حوض بر من وارد نمي‎شود و همچنين از ما نيست كسي كه شراب مست‎كننده بخورد، كه به خدا قسم وارد در حوض بر من نمي‎شود.   2- برگشت ظلماني نماز عن ابي جعفر(ع) قَال: «اِن اول ما يحاسب به العبد الصلاة فَان قبلت قبل ماسُواها إن الصلاة اذا ارتفعت في وقتها رجعت الي صاحبها و هي بيضاء نقية، تقول: حفظتني حفظك الله و اذا ارتفعت في غيرِ وقتها بغير حدودها رجعت الي صاحبها و هي سوداء مظلمة. تقول ضيعتني ضيعك الله».[33] امام باقر(ع) فرمودند: همانا اول چيزي كه بنده به آن حسابرسي مي‎شود نماز است. پس اگر مورد قبول واقع شود ساير اعمال نيز قبول مي‎شود. به درستي كه نماز در اول وقت آن بالا مي‎رود و برمي‎گردد به صاحب آن در حالي كه نوراني و سفيد است و مي‎گويد: من را حفظ نمودي پس خدا تو را حفظ كند. و هر گاه در غير اول وقت و محدود آن بالا رود پس برمي‎گردد به صاحب آن در حالي كه ظلماني و تاريك است پس مي‎گويد، من را تباه كردي پس خدا تو را تباه نمايد.   3- تباهي اعمال ديگر امام علي(ع) خطاب به محمدبن ابي‎بكر فرمودند: «واعلم أَن كُل شيء من عملك تبع لصلاتك، فَمن ضيع الصلاة فإنّه لَغيرِها أَضيع». بدان كه هر چيزي از كارهايت تابعي از نماز توست، آنكه نماز را تباه كند كارهاي ديگرش را بيشتر تباه خواهد نمود.   4- محروميت از انتساب به پيامبر رسول خدا (ص) فرمودند: «لَيس مني من استخف بصلاته، لا يرد علي الحوض لا و الله». آنكه نماز را سبك شمارد از من نيست، نه به خدا چنين كسي در حوض كوثر بر من وارد نخواهد شد.   5- محروميت از شفاعت امام صادق(ع) روايت كرده‎اند كه رسول خدا (ص) فرمودند: «لا يُنالُ شَفاعتي غَداً مُنً أَخَّرُ الصّلاة المفروضهُ بعدَ وقتها». فرداي قيامت آنكه نماز را پس از فرا رسيدن وقت آن به تاخير افكند به شفاعتم نرسد.   6- زمينه گناهان بزرگ‌تر رسول خدا(ص) فرمودند: «لايزال الشيطانُ يرعبْ من بني‎آدمَ ما حافظ علي الصلواتِ الخمسِ، فإذا ضَيعهن تَجري عليه و أَوقعُهْ في العظائمِ». شيطان تا زماني كه فرزند آدم بر نمازهاي پنج‌گانه مواظبت دارند پيوسته از آنان دور مي‎شود پس آنگاه كه آنان را تباه نمايد، جرأت و جسارتش بر آنان زياد مي‎گردد و آنان را به گناهان بزرگ مي‎اندازد.   7- گستاخي شيطان رسول خدا(ص) فرمودند: «لايزال الشيطانُ ذعراً‌ منً أَمرِ المومنِ ما حافَظَ علي الصلواتِ الخمسِ فَإِذا ضَيعهنَّ‎‏ اجًتَرأَ عليه». تا زماني كه مومن مراقب نمازهاي پنجگانه مي‎باشد شيطان پيوسته از كار وي نگران و بيمناك است. پس آنگاه كه آنان را تباه نمايد، نگراني‎اش زايل مي‎گردد و بر او گستاخ مي‎شود.   8- حبط اعمال رسول خدا(ص) فرمودند: «من تَركَ صلاتَهْ حُتي تَفْوُتَهْ من غيرِ عْذر فَقَدُ حَبَطَ عَمَلُهْ». كسي كه نمازش را بدون عذر رها كند تا وقتش بگذرد، عملش فرو ريخته و از درجه اعتبار ساقط شده است.   9 و10- محشور شدن با قارون و هامان، همراهي با منافقين قال رسول الله(ص): «لا تضيعوا صلاتكم فإن من ضيع صلاته حشر مع قارون و هامان، و كان حقاً علي الله أن يدخله النار مع المنافقين، فالويل لمن لم يحافظ علي صلاته و أداء سنة نبيه».[34] رسول خدا(ص) فرمودند: نمازهايتان را ضايع ننمایيد. پس كسي كه ضايع كند نمازش را، با قارون و هامان محشور مي‎شود، و به راستي كه خداوند آنها را با منافقين داخل آتش مي‎كند. پس واي بر كسي كه، بر اداي سنت پيامبر(ص) و نمازش محافظت نكند.   11- بي‎اعتنايي به نماز اميرالمومنين علي(ع) فرمودند: «من لم يأخذ اهبة الصلوة قبل وقتها فما وقرها». كسي كه ساز و برگ سفر روحاني نماز را پيش از رسيدن اوقاتش آماده نكند، بزرگش نشمرد. 12- توبيخ الهي اميرالمومنين علي(ع)فرمودند: «لَيس عمل‎ٌ اَحُبْ اِلي الله عزّوَجلِّ من الصلاة فلايشغلنكم عُن أوقاتها شيء من أمورِ الدنيا فإِن الله عزوجل ذَمَّ اقواماً فقال: «الذين هْم عن صلاتهم ساهْون» يُعني أَنّهم غافلون استهانوا بأوقاتها.» هيچ كاري نزد خداي عزوجل دوست ‎داشتني‎تر از نماز نيست پس چيزي از امور دنيا، شما را از رعايت اوقات آن بازندارد، زيرا كه خداي تعالي قومي‌را نكوهيده و فرموده است: همانا كه كاهل نمازند و در به جا آوردن نماز بي‎توجه‎اند، يعني آنان غفلت زدگاني هستند كه اوقات نماز را سبك مي‎شمردند.   13- خطاكاري امام رضا(ع) فرمودند: «حافظوا علي مواقيت الصلوة فأن العبد لا يأمن الحوادث و من دخل عليه وقت فريضتين فقصر عنها عمداً متعمداً فهو خاطي‏‎ من قول الله عزوجل: «ويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون» يقول عن وقتهم يتغافلون.» نگاهبان اوقات نماز باشيد زيرا بنده از پيش‎آمدهاي ناگوار در امان نيست و كسي كه وقت فريضه‎اي بر او درآيد و در اجراي آن آگاهانه و از روي عمد كوتاهي نمايد پس او خطاكار است از قول خداي تعالي كه فرموده است: واي بر نمازگزاران آنان كه كاهل نمازند مي‎گويد: آنان اوقات نماز را سبك مي‎شمرند و بي‎توجهي نشان مي‎دهند و آن را مهم نمي‎دانند.   14- استحقاق عذاب الهي قال ابوعبدالله (ع): «يا ابان! ‌هذه الصلوة الخمس المفروضات، من اقامهن و حافظ علي مواقيتهن لقي الله يوم القيامة و له عنده عهد يدخله به الجنة و من لم يصلهن لمواقيتهن فذلك اليه، إن شاء غفر له و ان شاء عذبه».[35] امام صادق(ع) فرمودند: اي ابان! اين نمازهاي واجب پنجگانه را هر كس اقامه كند آنها را و محافظت بر اوقات آنها نمايد، خداوند را در روز قيامت ملاقات كند و براي او در نزد پروردگارش عهدي است كه داخل مي‎كند او را به بهشت و هر كس اين نمازهاي واجب را در اوقات خودش نخواند، با خداوند است كه بخواهد بيامرزد او را يا بخواهد عذاب نمايد.   15-‎آخرين كلام امام صادق(ع) عن أبي بصير قال: «دخلت علي اُمّ حميده اُعَزيها بأَبي عبدٍالله(ع): فبكت و بكيت لبكائها. ثم قالت: يا ابا محمد لورايت ابا عبدالله(ع) عند الموت لرأيت عجبا. فتح عينيه. ثم قال: اجمعوا في كل من بيني و بينه قرابه. قالت: فلم نترك احداً‌ الاجمعنا. قالت: فنظر اليهم ثم قال: ان شفاعتنا لاتنال مستخفاً بالصلاة».[36] راوي مي‎گويد: در آخرين ساعات عمر حضرت صادق(ع) همه بستگان جمع شدند حضرت نگاهي به آنان كرد و فرمودند: شفاعت ما به كسي كه نمازش را سبك بشمارد نمي‎رسد.   16- پانزده خصلت فلاح السائل: «اروي بحذف الاسناد عن سيدة النساء فاطمة ابنة سيدة الانبياء صلوات الله عليها و علي ابيها و علي بعلها و علي ابنائها الاوصياء انها سالت أباها محمداً (ص) فقالت: يا ابتاه ما لمن تهاون بصلاته من الرجال و النساء[37] ابتلاه الله بخمس عشرة خصلة: ستّ منها في دار الدنيا و ثلاث عند موته، و ثلاثة في قبره، و ثلاث في القيامة اذا خرج من قبره». حضرت فاطمه(س) از رسول خدا(ص) پرسيدند: براي مردان و زناني كه نمازشان را سبك شمرند به چه چيزي مبتلا مي‎شوند؟ حضرت فرمودند: اي فاطمه، كسي سبك شمرد از مرد و زن نمازش را خداوند مبتلا مي‎كند او را به 15 خصلت، 6 تاي آن در دنيا و 3 تاي آن هنگام مرگ و 3 تاي آن در قبرش و 3 تا در قيامت هنگام خارج شدن از قبرش. فأما اللواتي تُصٍيبه في دار الدنيا: فألاولي يرفع الله البركة من عمره، و يرفع الله البركة من رزقه، ويمحوا الله عزوجل سيماء الصالحين من وجهه و كل عمل يعمله لا يوجر عليه و لا يرتفع دعاؤه الي السماء و السادسه ليس له حظ في دعاء الصالحين. پس آنچه مبتلا مي‎شود به آن در دار دنيا: 1- بركت از عمرش برداشته مي‎شود 2- بركت از روزيش گرفته مي‎شود 3- از چهره‎اش سيماي صالحين گرفته مي‎شود 4- هر عملي كه انجام مي‎دهد اجري براي او نيست 5- دعايش به آ‎سمان نرسد 6- از دعاي صالحين بهره‎اي نبرد. و اَما اللواتي تُصيبه عند موته فاؤلهن انه يموت ذليلاً و الثانيه يموت جائعاً و الثالثه يموت عطشاناً فلوسقي من انهار الدنيا لم يرو عطشه. آنچه هنگام مرگ به آن مبتلا مي‎شوند: 1- ذليل جان مي‎دهد و مي‎ميرد 2-گرسنه مي‎ميرد 3- تشنه مي‎ميرد هر چند از نهرهاي دنيا او را سيراب كنند باز هم رفع عطش او نمي‎شود. و اَما اللواتي تُصيبه في قبره فاولاهن يوكل الله به ملكاً يزعجه في قبره و الثانيه يضيق عليه قبره و الثالثة تكون الظلمة في قبره. آنچه در قبر به او مي‎رسد: 1- ملكي از طرف خدا در قبرش او را شكنجه و ‎آزاري رساند 2- قبرش تنگ مي‎شود 3- قبرش ظلماني و تاريك مي‎باشد. و اَما اللواتي تُصيبه يوم القيامة اذا خرج من قبره: فاولاهن ان يوكل الله به ملكاً يسحبه علي وجهه و الخلايق ينظرون اليه و الثانية يحاسب حساباً شديداً‌و الثالثة لا ينظر الله اليه و لا يزكيه و له عذاب اليم.[38] و آنچه در قيامت هنگام خارج شدن از قبرش به او مي‎رسد: 1- خداوند ملكي را موكل مي‎سازد او را با صورت در زمين مي‎كشد در حالي كه خلائق به او مي‎نگرند. 2- حساب خيلي شديدي از او مي‎كشند 3- خداوند به او نگاه نكند و او را پاك از گناه ننمايد و براي او عذابي دردناك مي‎باشد.   حالات معصومين (ع) به هنگام فرارسيدن وقت نماز سيره علمي ‌و عملي معصومين(ع) حكايت از توجه فوق‎العاده آن بزرگواران به نماز اول وقت دارد به عنوان مثال به موارد ذيل توجه فرمائيد: ابراهيم ابريشم فروش مي‎گويد: در خدمت حضرت رضا(ع) براي استقبال بعضي از آل ابوطالب بيرون شديم، قدري كه رفتيم وقت نماز شد. حضرت از مركب پياده شدند و نزديك عمارتي آماده‎ي نماز شدند و به من فرمودند: اذان بگو! عرض كردم: قدري صبر كنيد تا اصحاب برسند. فقال عليه السلام: غفر الله لك، لا توخرن صلوة عن اول وقتها الي آخر وقتها من غير علة عليك ابداً باول الوقت فأذنت وصلينا. [39] فرمود: خداوند تو را بيامرزد. نماز را بي‎جهت از اول وقت به تأخير مينداز و بر تو باد هميشه به اول وقت. پس من اذان گفتم و با آن حضرت در اول وقت نماز خوانديم. علامه مجلسي(ره) مي‎فرمايد: اين حديث دلالت دارد بر اينكه سزاوار نيست براي شركت ديگران در نماز جماعت نماز را از اول وقت به تأخير انداخت. آري! نماز جماعت با آن همه فضيلتي كه دارد هر چه جمعيت آن بيشتر باشد ثوابش بيشتر است. باز حضرت رضا(ع) اول وقت را ترجيح دادند و سفارش و تاكيد كردند كه هميشه نماز را اول وقت بجا آور و بي‎جهت آن را به تأخير مينداز. 2- حسن بن محمد نوفلي مي‎گويد: هنگامي‌كه امام رضا(ع) به بلاد مأمون رسيد، مامون به وزيرش فضل‎بن سهل دستور داد تا مجلسي تشكيل دهد كه در آن دانشمندان و بزرگان اديان مانند: جاثليق رئيس نصارا، رأس الجالوت بزرگ يهود هربز اكبر سركرده‎ي آتش‌پرستان و بزرگان زرتشت، نسطاس رومي و ديگر متكلمين جمع شوند تا با حضرت رضا(ع) مناظره و گفتگو كنند وزير طبق دستور خليفه از آنها دعوت كرد، هنگامي‌كه آنها حاضر شدند، حضرت رضا(ع) نيز دعوت مأمون را پذيرفت… امام با يكايك آنها وارد بحث گرديد و اهل انجيل را با انجيل خودشان، و اهل تورات را با تورات خودشان مغلوب و مجاب فرمود تا اينكه يكي پس از ديگري در برابر حضرت تسليم شدند، آنگاه حضرت رضا (ع) فرمود: اي مردم ! اگر كسي در ميان شما مخالف اسلام است سوال كند و بدون شرم و خجالت بپرسد. عمران صابي كه يكي از متكلمين زبردست بود از جا بلند شد و عرض‎كرد: اي عالم بزرگوار! اگر پيشنهاد سوال نمي‎كردي چيزي نمي‎گفتم؛ اما من كوفه و بصره و شام و جزيره را زير پاي گذاشته‎ام و با دانشمندان و عقيده شناسان زيادي بحث كرده‎ام، كسي را نديدم كه وحدانيت و يكتايي را ثابت كند اكنون اجازه مي‎فرمائيد از شما سوال كنم؟ حضرت رضا(ع) فرمود: اگر در ميان اين جمع عمران صابي وجود داشته باشد تو هماني. عرض كرد: آري! عمران منم!‌ فرمود سوال كن! عمران شروع كرد به سوال و امام نيز پاسخ مي‎فرمودند. اين مناظره نيز ادامه داشت تا وقت نماز رسيد. ثم التفت الي المامون: فقال الصلوة قد حَضَرتْ، پس حضرت رضا(ع) رو كردند به مامون و فرمودند: وقت نماز است. فقال عمرانُ: يا سيدي، لا تَقْطَع علَيّ مَسئلتي فقد رَق قلبي. عمران عرض كرد: اي مولاي من! بحث و سخن مرا قطع مفرماييد، قلبم رقيق شده. قال الرضا عليه‌السلام نُصلي و نَعْود، فَنَهضَ و نهض المأمونُ. امام رضا(عليه‌السّلام) فرمودند: نماز مي‎خوانيم و برمي‎گرديم. آن گاه امام برخاستند و مامون نيز برخاست. پس از اداي فريضه و خواندن نماز عمران را طلبيد و فرمود: بپرس! دوباره بحث و گفت‎گو شروع شد تا آن كه فرمود: اَفهمتَ يا عمرانُ؟ قالَ: نعم يا سيدي. قد فَهِمتُ وَ اشهد أَن الله تعالي علي ما و صفتهْ و وحدته‎ُ و اشهد أَن محمداً عَبدُهُ  المبعوثُ  بِالهُدي و دينِ الحقِ ثمّ خر ساجداً نحو القبله و اسلم. اي عمران! آيا فهميدي؟ عرض كرد: آري اي مولاي من!‌ فهميدم… آن گاه شهادتين را به زبان جاري كرد و رو به قبله به سجده افتاد و اسلام آورد.[40] 3- ابن عباس مي‎گويد: در گيرودار جنگ صفين مي‎ديدم گاه گاهي علي (ع) به آسمان نگاه مي‎كند و خورشيد را زير نظر دارد. عرضه داشتم يا اميرالمومنين! نگران چه‎اي؟ چرا به آسمان نگاه مي‎كني؟! قال: انظر الي الزوال حُتي نُصلي! فرمود: نگاه مي‎كنم ببينم كي وقت زوال ظهر مي‎شود تا نماز بخوانيم. عرض كردم: آيا در اين ميدان جنگ و با اين سيل دشمن حالا وقت نماز خواندن است؟! فرمود: ابن عباس! براي چه مي‎جنگيم؟ پس فرمود: براي اين مي‎جنگيم تا نماز پايدار بماند؟[41] 4- نظير چنين حادثه‎اي نيز در ظهور عاشورا، در آن چكاچك شمشيرها و صداي العطش اطفال معصوم و فرزندان پيامبر(ص) اتفاق افتاد. ابو ثمامه صيداوي كه نامش عمروبن عبدالله است، چون ديد وقت زوال ظهر است به مولايش حسين(ع) عرض كرد: جانم به قربانت! اين‌ها آماده‎ي جنگ‎اند و تا من كشته نشوم نمي‎گذارم كشته شويد و دوست دارم كه اين نماز ظهر را پشت سر شما بخوانم، آنگاه خداي خود را ملاقات كنم. حضرت رو به آسمان كرده برايش دعا كرد و فرمود: خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد. آري ! اكنون اول وقت نماز است سپس فرمود:از اينها بخواهيد تا دست از جنگ بردارند تا ما نماز بگزاريم. حصين‎بن نمير فرياد زد كه نماز شما مقبول درگاه خدا نيست!! حبيب‎بن مظاهر فرمود: اي غدار! نماز پسر رسول خدا (ع) قبول نمي‎شود، نماز تو قبول مي‎شود ؟ آن گاه بر او حمله كرد و با ضربتي او را از مركب به زمين انداخت، ولي اطرافيانش به ياريش شتافتند و او را از چنگ حبيب نجاتش دادند. امام حسين (ع) با عده‎اي از اصحاب آماده‎ي نماز شدند. زهيربن قيس و سعيدبن عبدالله جلو امام ايستادند و خود را هدف تير و نيزه‎ي دشمن قرار دادند تا نمـاز خــود بــه پــا دارد امــام            پيش مژگـانش به صف اندر شدند در مــسير بــارش طــوفان و تــير            پيــش پايش لاله‎گون پـرپـرشدند روايت شده كه سعيدبن عبدالله صنفي در پيش روي آن حضرت ايستاد و خود را هدف تير نموده بود و هر كجا آن حضرت به راست و چپ حركت مي‎كرد در پيش روي آن حضرت بود تا روي زمين افتاد و در اين حال گفت: خدايا ! لعن كن اين جماعت را لعن عاد و ثمود. اي پروردگار من! سلام مرا به پيغمبرت برسان و ابلاغ كن بر او آنچه به من رسيد از جراحت و زخم، زيرا قصد من نصرت و ياري فرزندان پيغمبر توست، اين گفت و جان به جان آفرين تسليم كرد! [42] چون مهيا شوي براي نماز سير در آسمان توحيد است صد و دو آيه است در قرآن ابن عباس گفت در صفين عرض كردم كه يا علي اكنون گفت بهر نماز مي‎جنگيم اين علي و آن حسين فرزندش آن حسيني كه خون بهاش خداست زنمازي كه خواند در مقتل دست عباس با علم افتاد خود و اصحاب با شهامت او داد جان تا نماز جان گيرد زان به خاكش نماز ارزنده است ديده پوش از همه سواي نماز زابتدا تا به انتهاي نماز كه خدا مي‎كند ثناي نماز كه علي مرد جان فداي نماز و ندرين صحنه نيست جاي نماز جنگ ما نيست جز براي نماز فدا شد پي بقاي نماز خون پاكش بود بهاي نماز خلق را كرد آشناي نماز تا نيفتد زپا لواي نماز برفشاندند سر به پاي نماز كرد محكم زخون بناي نماز كه نماز از قيام او زنده است 5- حضرت امير صلوات الله عليه روايت شده كه چون وقت نماز مي‎شد، به خود مي‎پيچيد و متزلزل مي‎شد. عرض كردند به آن حضرت اين چه حالي است تو را يا اميرالمومنين مي‎فرمود: «آمد وقت امانتي كه خداي تعالي عرضه داشت آن را بر آسمان‌ها و زمين و ابا كردند از حمل آن و ترسيدند از آن.»[43] 6- و سيدبن طاوس (قدس سره) در فلاح السائل نقل فرموده كه حضرت امام حسين (ع) وقتي وضو مي‎گرفتند رنگش تغيير مي‎كرد و مفاصلش مي‎لرزيد. سبب از آن حضرت پرسيدند، فرمود: «سزاوار است بر كسي كه وقوف كرد بين دو دست صاحب عرش اين كه رنگش زرد شود و مفاصلش بلرزد».[44] و از حضرت امام حسن عليه السلام همين طور منقول است. و از حضرت امام سجاد عليه‌السلام روايت شده كه وقتي وقت وضو مي‎شد، رنگش زرد مي‎شد. گفته شد اين چه حال است كه عارض شما مي‎شود وقت وضو مي‎فرمود: «نمي‎دانيد بين دو دست كي ايستاده‎ام؟» 7- از بعضي از زن‌هاي رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل شده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله با ما صحبت مي‎كرد و ما با او صحبت مي‎كرديم؛ چون وقت نماز حاضر مي‎شد، گويي او ما را نمي‎شناخت و ما او را نمي‎شناختيم، براي اشتغالي كه به خدا پيدا مي‎كرد از هر چيز. [45]   آداب قلبي نماز اول وقت اي عزيز تو نيز به قدر ميسور و مقدار مقدور اين وقت مناجات را غنيمت شمار و به آداب قلبيه آن قيام كن؛ و به قلب خود بفهمان كه مايه حيات ابدي اخروي و سرچشمه فضائل نفسانيه و رأس المال و كرامات غير متناهيه به مراودت و مؤانست با حق است و مناجات با او؛ خصوصاً نماز كه معجون روحاني ساخته شده با دست جمال و جلال حق است و از جميع عبادات جامعتر و كاملتر است. پس، از اوقات آن حتي الامكان محافظت كن و اوقات فضيلت آن را انتخاب كن كه در آن نورانيتي است كه در ديگر اوقات نيست و اشتغالات قلبيه خود را در آن اوقات كم كن بلكه قطع كن و اين حاصل شود به اينكه اوقات خود را موظف و معين كني و براي نماز، كه متكفل حيات ابدي تو است، وقتي خاص تعيين كني كه در آن وقت كارهاي ديگري نداشته باشي و قلب را تعلقاتي نباشد؛ و نماز را با امور ديگر مزاحم قرار مده تا بتواني قلب را راحت و حاضر كني. بالجمله، اي ضعيف، آداب قلبيه اوقات آن است كه خود را مهيا كني براي ورود به حضور مالك دنيا و آخرت و مخاطبه و مكالمه با حضرت حق جل و علا؛ پس، با نظري توجه به ضعف و بيچارگي و ذلت و بي‎نوائي خود كن و عظمت و بزرگي و جلال و كبريايي ذات مقدس جلت عظمته كه انبياء مرسلين و ملائكه مقربين در بارگاه عظمتش از خود بي‎خود شوند و اعتراف به عجز و مسكنت و ذلت كنند؛ و چون اين نظر را كردي و به دل فهماندي، دل استشعار خوف كند و خود و عبادات خود را ناچيز شمارد و با نظري توجه به سعه رحمت و كمال عطوفت و احاطه رحمانيت آن ذات مقدس كن كه بنده ضعيفي را به بارگاه قدس خود با آن همه آلودگي و بيچارگي كه دارد بار داده، و او را با همه تشريفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن كتاب‌هاي آسماني و فرستادن انبياء مرسلين عليهم‌السلام دعوت به مجلس انس خود فرموده بدون آن كه سابقه استعدادي از براي ممكن بيچاره باشد، يا در اين دعوت و حضور براي حضرتش ـ نعوذ بالله ـ يا ملائكه الله وانبياء عليهم‌السلام سودي تصور بشود. البته قلب را با اين توجه انسي حاصل شود و استشعار رجاء و اميدواري مي‎كند. پس، با قدم خوف و رجاء و رغبت و رهبت خود را مهياي حضور كن؛ وعٍده و عْده حضور را مهيا كن؛ كه عمده آن آنست كه با قلب خجل و دل و جِل و استشعار انكسار و ذلت و ضعف و بيچارگي وارد محضر شوي، و خود را به هيچ وجه لايق محضر نداني و لايق عبادت و عبوديت نشماري! [46] نتيجه توجه به آثار ارزشمند نماز اول وقت و عقوبت بي‎توجهي به اوقات آن از سويي و تفكر و تعمق در سيره علمي و عملي معصومين عليهم‌السلام (كه الگوهاي ما مي‎باشند) از سوي ديگر انسان هوشمند را بر آن خواهد داشت كه اين فريضه عظيم الهي را اول وقت به جا آورد و از اين فيض بزرگ خود را محروم نكند نماز اول وقت نه تنها از نظر فقهي يك مستحب شرعي و سبب آرامش دروني و ثواب اخروي است، بلكه از نظر عقلي و با در نظر گرفتن آموزه‎های مديريت زمان (Timemanage ment)  امري صواب است. [1]ـ تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج 13، ص 174. [2]ـ سوره طه (20):14. [3]ـ الميزان في التفسير القرآن، علامه طباطبايي، ج16 ص140. [4]ـ بقره(2):3 نساء (4): 162، توبه (9):18. [5]ـ بحار الانوار، مجلسي، ج82، ص 225. [6]ـ همان ص 218و 223و 227. [7]ـ تفسير نمونه، ج25 ص 30 و ج14 ص 201. [8]ـ فلاح السائل. [9]ـ ثواب الاعمال، ص 33 و 34. [10]ـ بحار80/4، كافي5/154. [11]ـ عيون الاخبار ج2 ص 123. [12]ـ السرائر ص 472، و قرا في التهذيب ج1 ص 145. [13]ـ بحار، 82/359. [14]ـ امالی مفید، ص 88. [15]ـ معانی‌الاخبار، ص 314. [16]ـ بحارالانوار، ج 80، ص 23، قرب الاسناد، چاپ سلكي، ص 38 و چاپ نجف، ص 52. [17]ـ بحارالانوار، ج80، ص 13، ح18، خصال، ج2 ص 78. [18]ـ بحارالانوار، ج80، ص 13. [19]ـ بحارالانوار، ج80، ص14، امالي طوسي، ج1، ص6. [20]ـ بحار، ج80،ص11، امالي صدوق، ص 177. [21]ـ بحار،ج80، ص 12، ثواب الاعمال، ص 33. [22]ـ محاسن برقي، ص 51. [23]ـ الخصال، ج 1، ص 25. [24]ـ امالي الصدوق،290، ثواب الاعمال،ص 207. [25]ـ الخصال، ج 1، ص 143، عيون الاخبار ج1 ص 277. [26]ـ ثواب الاعمال، ص 27. [27]ـ بحار، ج80، ص4، كافي، ج5، ص154. [28]ـ علل الشرائع، ج1 ص235. [29]ـ دعائم الاسلام، ج 1، ص 137. [30]ـ المحاسن، ص 254. [31]ـ امالي الطوسي، ج 1، ص 6 في حديث طويل. [32]ـ علل الشرائع، ج 2، ص 45. [33]ـ التهذيب، ج1، ص 203، الكافي، ج3 ص 268. [34]ـ عيون الاخبار، ج2، ص 31. [35]ـ ثواب الاعمال، ص 27. [36]ـ ثواب الاعمال، ص 205. [37]ـ قال: يا فاطمه من تهاون بصلاته من الرجال و النساء. [38]ـ فلاح السائل، ص 22. [39]ـ بحارالانوار، 83/21 و منتهي الامال في تاريخ النبي و الال، قمي، عباس، 2/276و عيون، 1/247. [40]ـ عيون الاخبار الرضا(ع)، ج 1، ص 358. [41]ـ بحارالانوار، ج23، ص83 . [42]ـ بحار الانوار، ج21/45. [43]ـ مستدرك  الوسائل، «كتاب الصلوه»‌ «ابواب افعال الصلوه، باب 2 حديث 5 و 14. [44]ـ همان، فلاح السائل115، به نقل از كتاب اللؤلؤيات. [45]ـ مستدرك الوسائل، كتاب الصلوة، «ابواب افعال الصلوة» باب 2 حديث 17. [46]ـ آداب الصلاة، امام خميني(ره) ص 86 .