ر روايت معاذ بن جبل آمده است: (1) عبد الواحد به نقل از مردى مى‏گويد: به معاذ بن جبل گفتم: يكى از احاديثى را كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيده‏اى و درست حفظ نموده و هر روز با دقّت متذكّر مى‏شوى، براى من باز گو كن، پذيرفت و گريست، سپس گفت: خاموش شود. من خاموش شدم. وى گفت: پدر و مادرم به فدايش، در حالى كه من در پشت سر او بر مركب سوار بودم و با هم راه مى‏پيموديم، چشم به سوى آسمان بلند نمود و فرمود:

 «سپاس خداوندى را كه هر چه را كه دوست بدارد در باره آفريدگانش به طور حتم مقدّر و جارى مى‏سازد.» آنگاه فرمود: اى معاذ، عرض كردم: «لبّيك اى رسول خدا، اى پيشواى خير و پيامبر رحمت» فرمود: «آيا حديثى را به تو بگويم كه هيچ پيامبرى به امّت خويش نفرموده است، و اگر آن را حفظ كنى در زندگى براى تو سودمند خواهد بود، و اگر بشنوى و حفظ نكنى حجّت خداوند بر تو تمام مى‏شود.» سپس فرمود: «براستى كه خداوند پيش از آفريدن آسمانها، هفت فرشته آفريد، و در هر آسمان فرشته‏اى قرار داد، و آن آسمان را با عظمت خويش فرا گرفت، و بر در هر كدام از آنها فرشته‏اى را به عنوان دربان قرار داد. فرشتگانى كه نگاهبان عمل بنده هستند از صبح تا شب عمل او را مى‏نويسند، آنگاه آن را در حالى كه مانند آفتاب مى‏درخشد بالا مى‏برند، تا اينكه به آسمان زيرين مى‏رسند در حالى كه آن عمل در نظر آنان پاكيزه و بسيار است. ولى فرشته‏اى كه نگاهبان آسمان زيرين است مى‏گويد: بايستيد، و اين عمل را بر صورت صاحبش بزنيد، من فرشته «غيبت» هستم، هر كس غيبت كند نمى‏گذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد، زيرا پروردگارم به من چنين دستور فرموده است.

فرداى آن روز فرشته نگاهبان بر عمل بنده همراه با عمل صالح مى‏آيد، و از فرشته دربان آسمان زيرين مى‏گذرد، در حالى كه در نظرش آن عمل پاكيزه و بسيار است. تا به آسمان دوّم مى‏رسد، فرشته دربان آسمان دوّم به او مى‏گويد: بايست، و

                        ادب حضور، ص: 222

اين عمل را بر روى صاحبش بزن، كه نيّت او از اين عمل، متاع اندك و بى‏ارزش دنيا بود، و من فرشته ويژه «دنيا» هستم، و نمى‏گذارم كه عمل او از من به سوى ديگرى بگذرد.» (1) حضرت فرمود: «بار ديگر عمل بنده را در حالى كه به صدقه و نماز آن شادمان است، به بالا مى‏برد و فرشتگان نگاهبان نيز از آن عمل خوششان مى‏آيد، و آن را به سوى آسمان سوّم عبور مى‏دهد، تا اينكه فرشته دربان آسمان سوّم مى‏گويد:

بايست و اين عمل را به روى و پشت صاحب آن بزن، من فرشته «متكبرين» هستم، صاحب اين عمل به واسطه آن در مجالس مردم بر آنان تكبّر مى‏نمود، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد.» حضرت فرمود: «بار ديگر فرشتگان نگاهبان، عمل بنده را در حالى كه مانند ستاره در آسمان مى‏درخشد، و آهنگ و صداى تسبيح و روزه و حجّ از آن بلند است بالا برده و به سوى فرشته آسمان چهارم عبور مى‏دهند، ولى فرشته دربان آسمان چهارم مى‏گويد: بايستيد و اين عمل را بر روى و شكم صاحب آن بزنيد، من فرشته «عجب» هستم، و او به خود مى‏باليد و اين عمل را با حالت عجب انجام داده، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد، پس آن را بر روى صاحبش بزنيد.» حضرت فرمود: «ديگر بار ملائكه نگاهبان، عمل بنده را مانند عروسى كه به سوى شوهرش برده مى‏شود، بالا مى‏برند- در حالى كه آن عمل همراه با جهاد و نماز نافله بين دو نماز واجب مى‏باشد، و به همين خاطر صداى بلندى بسان صداى شتر، و درخششى همسان نورافشانى خورشيد دارد- و به سوى فرشته دربان آسمان پنجم مى‏گذرانند، تا اينكه آن فرشته مى‏گويد: بايستيد، من فرشته «حسادت» هستم، پس آن عمل را به روى صاحبش بزنيد، زيرا او نسبت به كسانى كه دانش آموخته و به طاعت خدا عمل مى‏نمودند رشك مى‏ورزيد و نيز هر گاه مى‏ديد كه كسى در عمل و عبادت بر او برترى دارد، نسبت به او حسادت مى‏ورزيد و بر او خرده گرفته‏

                        ادب حضور، ص: 223

و نكوهش مى‏كرد. پس وى عمل خويش را بر دوش مى‏گيرد و عملش وى را لعنت مى‏كند.» (1) حضرت فرمود: «ديگر بار فرشتگان نگاهبان بالا رفته و عمل او را «1» به سوى آسمان ششم عبور مى‏دهند، تا اينكه فرشته دربان آسمان ششم مى‏گويد: بايستيد، من فرشته «مهربانى و دلسوزى» هستم، اين عمل را بر صورت صاحب آن بزنيد و چشمانش را كور كنيد، زيرا صاحب اين عمل به هيچ كس مهربانى و دلسوزى نمى‏نمود، هر گاه بنده‏اى از بندگان خدا گناهى در رابطه با آخرت مى‏نمود، و يا ضررى در دنيا به او مى‏رسيد، نسبت به او شماتت مى‏كرد، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عمل وى از من به سوى ديگرى بگذرد.» حضرت فرمود: «ديگر بار فرشتگان نگاهبان، عمل بنده را بالا مى‏برند، اعمالى همراه با فقه و ژرف‏فهمى و كوشش در عبادت و ورع و پرهيزگارى، كه بسان رعد و آذرخش صدا مى‏كند، و پرتوى مانند برق دارد، و سه هزار فرشته همراه آن هستند.

تا اينكه آن را به سوى فرشته دربان آسمان هفتم مى‏برند، آن فرشته مى‏گويد:

بايستيد و اين عمل را بر روى صاحب آن بزنيد، من فرشته «حجاب» هستم، و از عبور هر عملى كه براى خدا نباشد جلوگيرى مى‏نمايم، زيرا صاحب اين عمل خواهان رفعت و بلندپايگى در نزد فرمانروايان و ذكر خير در مجالس، و شهرت و پيچش صدا در بلاد بود، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملى از من به سوى ديگرى بگذرد، مگر اينكه خالص باشد.» حضرت فرمود: «بالاخره ملائكه نگاهبان، با حالت سرور و شادمانى عمل بنده را كه دربردارنده خلق و خوى نيكو و سكوت و ياد فراوان خداست، و همه فرشتگان آسمانها و ملائكه هفتگانه همگى در پى آن روانند، بالا مى‏برند و تمام‏

                        ادب حضور، ص: 224

حجابها را زير پا مى‏گذارند و مى‏گذرند، تا اينكه در پيشگاه خداوند ايستاده و به عمل صالح و دعاى او گواهى مى‏دهند، ولى خداوند مى‏فرمايد: هر چند شما نگاهبانان عمل بنده من هستيد، ولى من مراقب امورى كه در نفس او مى‏گذرد نيز هستم، مقصود وى از انجام اين عمل، من نبودم، لعنت من بر او باد! آنگاه ملائكه مى‏گويند: لعنت تو و لعنت ما بر او!» (1) راوى مى‏گويد: سپس معاذ گريست و گفت: عرض كردم اى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چه عملى انجام دهم؟ فرمود: اى معاذ، در يقين و باور به پيامبرت اقتدا نما. عرض كردم: شما پيامبر خداييد و من معاذ بن جبل.

فرمود: اى معاذ، اگر در عملت تقصير و كوتاهى است، پس زبان خويش را از بدگويى برادران دينى و حاملان قرآن نگاه دار. و گناهانت بر گردن خودت باشد و آنها را بر دوش برادرانت منه، و خويشتن را با نكوهش و سرزنش نمودن برادرانت ستايش مكن، و با پايين آوردن مقام برادرانت خود را بالا مبر، و عمل خويش را با قصد ريا انجام مده، و از در دنيا در آخرت داخل نشو، و در مجلس خود فحش و ناسزا مگو، تا مبادا همنشينانت به واسطه بدخويى تو دورى كنند، و در حضور هيچ كس با ديگرى سخن در گوشى مگو، و نسبت به مردم اظهار بزرگى مكن، تا مبادا خيرات دنيا از تو قطع شود، و مردم را پاره پاره مكن تا مبادا سگهاى اهل آتش جهنّم تو را پاره پاره كنند، كه خداوند مى‏فرمايد:

وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً. «1»- سوگند به فرشتگانى كه [روح اهل ايمان را] با نشاط و آسايش ويژه‏اى [از بدنهايشان‏] قبض مى‏كنند.

آيا مى‏دانى «ناشطات» چيست؟ آنها سگهايى هستند كه گوشت و استخوان اهل جهنّم را تكّه و پاره مى‏كنند. عرض كردم: چه كسى تاب و طاقت عمل به اين امور و

                        ادب حضور، ص: 225

خصلتها را دارد؟، فرمود: اى معاذ، آگاه باش كه مسلّما انجام اين امور براى هر كس كه خداوند براى او آسان كند، راحت و آسان خواهد بود.

راوى مى‏گويد: معاذ اين حديث را بيشتر از تلاوت قرآن، مى‏خواند.

مطلب دوّم: نافله‏هاى نماز ظهر، همان نماز اوّابين «1» است‏